معماری
خانه / آسیب های شنوایی / رویکرد های مداخله
intervention approaches
رویکرد های مداخله

رویکرد های مداخله

رویکرد های مداخله
۱ – رویکرد درمانگرمدار (Clinician Directed Approach)

  • درمانگر وسایل و همه جنبه های مداخله مانند نحوه استفاده،نوع و تعداد تمرین و تقویت ، پاسخ درست و ترتیب فعالیتها را تعیین می کند.
  • با افزایش رفتار زبانی از تقویت واقعی و واضح استفاده می شود و نیازمند کنترل زیاد از سوی درمانگر است و کمتر طبیعی است.
  • درمانگر محرکهای زبانی را برجسته میکند محرکهای نامربوط را کاهش می دهد یا حذف می کند و تولید ساخت جدید و پاسخ هدف را افزایش میدهد.
  • طرفداران غیر طبیعی بودن آن را مزیت می دانند با این دلیل که اگر کودک در شرایط طبیعی یاد می گرفت دچار اختلال نمی شد.
  • بنا بر پژوهشها این روش برای کودکان کم هوش مفید است و در ایجاد ساخت جدید موثر است ولی در ارتباطات واقعی مورد استفاده قرار نمی گیرند . بنابراین می توان در مراحل اولیه استفاده کرد و در مراحل بعد رویکردهای دیگر را مورد استفاده قرارداد.
  • این رویکردها دارای چهار ویژگی ساختمندی،رسمی یا جدی بودن ،غیر طبیعی بودن و کنترل درمانگر هستند.
  • انواع رویکردهای در مانگرمدار شامل موارد زیر است
    1. مشق (drill): ساختمند ترین و موثر ترین نوع این رویکرد است که محرک تمرینی و پاسخ به دقت طراحی و کنترل می شود و پاسخ درست با کلام یا پاداش محسوس مثل خوراکی یا کارت تقویت می شود.اگر مراجع موفق نشود درمانگر به گونه ای می کوشد تا به هدف نزدیک شود.ضعف مشق در کمبود استفاده از انگیزش و فعالیتهای برانگیزاننده است.
    2. بازی مشقی (drill play): با استفاده از رویداد انگیزشی پیش آیند مثل انتخاب تصویر مقداری انگیزه وارد می شود و از رویداد انگیزشی پیرو نیز استفاده می شود مثل رنگ امیزی تصویر.با این روش مزایای مشق حفظ می شود و راحتی درمانگر و انگیزه مراجع افزایش می یابد.با این همه جایگزین مشق نمی شود زیرا در برخی موارد استفاده از آن پس از بکار گیری مشق امکان پذیر می شود.
    3. الگوسازی (modeling): برای نشان دادن محرک و پاسخ به طور فراوان، از فرد دیگر یا پاپت استفاده می شود.ارایه ۱۰ تا۲۰ مور د لازم است و دریافت ده پاسخ از مراجع شاخص مناسبی است.

 

۲- رویکرد کودک محور (Child Centered Approach)

  • گاهی کودک علی رغم تشویق و پاداش به روشهای درمانگر مدار پاسخ نمیدهد(سخت درمان). لذا برای کودکان لجباز و غیر آغاز گر رویکردهای درمانگر محور هرگز کارایی ندارد.
  • روش تحریک غیر مستقیم زبان (indirect language stimulation) که بازی تسهیل کننده نیز نامیده می شود برای این موارد طراحی شده است و برای سایر موارد نیز کار امد است.این رویکرد بر بازی متمرکز است و پاسخها به عنوان بخشی از بازی است.از دید کودک فقط بازی است. نیاز به تقویت کننده ندارد و پاسخهای نادرست تصحیح نمیشوند.کودک در جایگاه هدایت کننده قرار می گیرد،درمانگر ضمن پیروی از کودک از انواع محرکهای زبانی متناسب استفاده می کند. اولین و مهمترین چیز برای درمانگر صبر است. گاهی باید چنان عمل کنیم که گویا کودک قصد برقراری ارتباط داشت در حالی که واقعا اینطور نبود.برخلاف روش درمانگر مدار به جای بیرون کشیدن رفتار هدف رفتار کودک را در بافت ارتباطی قرار می دهیم. در این روش کودک به جای صرف انرژی برای مقاومت یا رفتار انفعالی ،زمان خود را در فعالیت طبیعی و لذت بخش سپری می کند.
  • تکنیکهای روش تحریک غیر مستقیم زبان شامل موارد زیر است :
    1. با خود حرف زدن : درباره کارهای خود با کپی برداری از کار کودک.
    2. صحبت موازی: صحبت کردن درباره کاری که کودک انجام می دهد.
    3. تقلید: تقلید از گفتار کودک که خود تقلید او را برمی انگیزد.
    4. بسط دهی: توسعه اطلاعات معنایی با اقتباس از ساخت و معنی کودک با نزدیک شدن به ZPD.
    5. ترکیب و تجزیه : استفاده از واژه های تک تک در قالب معنی دار وترکیب برای ساخت زبانی بزرگتر.
    6. قالب بندی مجدد جملات : شبیه بسط دهی ولی به طور پرسشی یا ترکیبی از پرسشی و خبری.
  • روش دیگر رویکرد کودک محور، زبان کلی است که دارای ویژگی های زیر می باشد:
    • استفاده از تجربه کودک برای فهم معنی به جای تلاش برای فراگیری واژه و ساخت جمله(مانند الگوی عادی رشد زبان).
    • نظریه : تمام ابعاد زبان مثل صحبت کردن،گوش دادن ، خواندن و نوشتن بخشی از یک کل یکپارچه است. بنا بر این نظریه ،تجزیه زبان به اجزا اصول این رویکرد را نقض میکند. زبان کلی شبیه روش کودک محور است.
    • خطاها جز طبیعی رشد زبان هستند وزبان شفاهی پایه زیستی دارد .لذا پاداش هدف ارتباط را از مسیر عادی منحرف می کند.
    • زبان کلی آموزش مهارتها و راهبردها در یک مجموعه برای رسیدن به هدفی است که موجب استحکام یادگیری و بسط آن می شود.

 

۳- رویکردهای مختلط (Intergrated Approaches)

  • ویژگیها:
    1. هدف این رویکرد ها مجموعه کوچکی از مهارتهای زبانی است
    2. کنترل زیاد درمانگر درانتخاب فعالیتها و وسایل
    3. علاوه بر واکنش به ارتباط کودک ،الگوسازی و برجسته کردن ساختها.
  • انواع:
    1. تحریک متمرکز (focus stimulation): تنظیم شرایط طوری که کودک در شرایط الزامی تولید هدف قرار گیرد. ارایه الگوهای فراوان مورد نیاز است ،خطا تصحیح نمی شود بلکه الگوی هدف ارایه می شود.
    2. عمودی سازی (vertical structuring): در شکلی از بسط دهی با ابزاری مثل تصویر باغ وحش گفتگوی طراحی شده ارایه می شود و پاسخها به طور کاملتر در جنبه های پیشرفته تر بسط داده می شوند و کودک تقلید می کند.
    3. آموزش فراگیر (milieu teaching): با تقلید ،سرنخ ها و تقویت بیرونی موقعیتهای عملی ارتباط فراهم می شود.با گذاشتن چیزهای مورد نیاز در دید ولی دور از دسترس کودک وادار به تقاضا می شود. با هر گونه  واکنش کودک گفتگوی آموزشی ارایه می شود.
    4. نسخه درمانی (script therapy): راهی برای کاهش بار شناختی با استفاده از بافت روزمره آشنا است که در آن الگویی از یک سلسله مراتب یا ردیف کردن اجرا می شود تا کودک به درستی دریافت کند مثل خواندن یک داستان. در بازخوانی بخشی از آن به خطا خوانده می شود تا کودک واکنش نشان دهد. از این روش برای اهدافی چون متضاد ها و تغییر زمان جمله استفاده می شود.

 

 

 

منبع

Paul Rhea ,language disorders from infancy through adolescense

کارشناس ارشد گفتار درمانی - سجاد گنج خانلو - 09128774770

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس