معماری
خانه / اختلالات گفتاری / مشکلات گفتاری در کودکان فلج مغزی

مشکلات گفتاری در کودکان فلج مغزی

 

مشکلات گفتاری در کودکان فلج مغزی

 

الف) فلج مغزی اسپاستیک:

کودکان مبتلا به دیپلژی اسپاستیک و آنهایی که مبتلا به کوادرپلژی اسپاستیک خفیف تا متوسط هستند, نسبتا رشد گفتاری سریعتری دارند. مهارتهای تلفظی این کودکان در کل خب است, اما معمولا به نوعی دیسفونیای ثانویه ناشی از اختلالات تنفس گفتار مبتلا هستند. با رشد کودک مبتلا به دی پلژی یا کوادرپلژی اسپاستیک, وی مجبور است ساعات زیادی از شبانه روز را در یک وضعیت ثابت و بی تحرک بگذراند. به همین ترتیب کانتراکچرها و بدفورمیهای وی (بالاخص اسکلیوزیس), گسترش می یابند که همین امر باعث از دست رفتن تواناییهای تولیدی کودک می گردد. مدت زمان دیرش عبارات در افراد اسپاستیک کندتر از گروه کودکان طبیعی است زیر و بمی یکنواخت, بلندی یکنواخت صوت, کیفیت صوتی نفس آلود, هایپرنیزالیتی و همچنین تغییر کیفیت صوت در درون عبارت مواردی هستند که در این افراد ظاهر می شوند. بسیاری از محققان بالینی معتقدند مهارتهای گفتاری کودکان اسپاستیک در طول زمان پسرفت خواهد کرد.

 

ب) فلج مغزی دیس کینتیک:

کودکان مبتلا به فلج مغزی دیس کینتیک از همان بدو تولد, دچار اختلالات شدید حرکتی در ناحیه دهان هستند. در دوره نوزادی, دچار هایپوتونی بوده و سپس در سنین بعد از ۱۸ ماهگی, الگوهای حرکتی دیس کینتیک به همراه تونیسیته متغیر خواهند داشت. اختلالات عصبی حرکتی در سراسر اندامها, تنه و ساختارهای دهانی- چهره ای دیده می شود. بعضی از این کودکان حتی تا سن ۱۸-۲۴ ماهگی, در تولید واکه ها محدودیت و ناتوانی دارند. همچنین این کودکان, در طول مسیر گویایی دچار مشکلات عدیده ای در هماهنگی بین اندامهای گفتاری می باشند. به دلیل محدودیتهایی که در حرکات تولیدی دارند, تعداد واجهایی که قادر به تولید آنها هستند, بسیار اندک است. سطح زبان درکی- دریافتی این کودکان بسیار فراتر از سطح توانایی بیان شفاهی آنهاست. این کودکان ناگزیرند از شیوه های برقراری ارتباط مکمل و جایگزین استفاده کنند. اگر این کودکان بتوانند کنترل حرکتی ناحیه دهان را به دست آورند, همچنین ثبات وضعیتی و وزن بدن آنها کنترل شود, قادر خواهند بود تا ارتباط کلامی خود را از سطح چند کلمه محدود قابل فهم, به سطح گفتار محاوره ارتقاء دهند. بارزترین علائم گفتاری در فرد مبتلا به آتتوئید, کندی سرعت گفتار (مدت زمان دیرش عبارات گفتاری در کودکان مبتلا به اَتتوز, دو یا سه برابر کندتر از کودکان اسپاستیک است), اختلال در ریتم, نامناسب بودن شروع یا پایان صداسازی و کاهش استرس و تکیه در گفتار می باشد.

 

ج) فلج مغزی آتاکسیک:

کودکان دچار فلج مغزی آتاکسیک, در ابتدای رشد مهارتهای حرکتی گفتار, از توالی رشدی طبیعی برخوردارند. گفتار آنها نیز قابل فهم می باشد هر چند که اختلالاتی در سرعت, زمانبندی و تولید (بصورت خرابگویی) نشان می دهند. این کودکان نیز مشابه کودکان مبتلا به آتتوئید, اگر ثبات وضعیتی و وزن بدنشان کنترل و تنظیم شود, گفتارشان نیز بهبود می یابد. اما در هر صورت اختلال در سرعت, زمانبندی و تولید در این افراد باقی خواهد ماند.

 

  • مشخص ترین و فراوان ترین اختلال گفتاری که در افراد فلج مغزی می بینیم, دیزآرتری می باشد.

شدت و وسعت دیزآرتری در یک فرد دچار فلج مغزی, به شدت ضایعه مغزی و محل درگیری نواحی حرکتی وی بستگی دارد. درمانگران و محققان بالینی , حداقل باید از زیرسیستمهای گفتاری درگیر و همچنین نواحی و چگونگی پراکندگی ضایعات حرکتی عصبی بیمار خود,‌آگاه باشند. مثلا: علائم گفتاری فرد مبتلا به دیس کینزیا که تمام بدنش درگیر می باشد, نشان دهنده درگیری کل زیرسیستمهای گفتاری اوست. اما افراد مبتلا به دی پلژی اسپاستیک که حداکثر در پاها و مقدار خفیفی در تنه و دستها دچار درگیری عصبی حرکتی بوده و یا فرد مبتلا به کوادرپلژی خفیف اسپاستیک, فقط شاهد اختلالات گفتاری در زیرسیستمهای تنفسی و حنجره ای آنها هستیم. و بالاخره اینکه, فرد مبتلا به کوادرپلژی شدید اسپاستیک که در سراسر بدنش دچار درگیریهای عصبی حرکتی است, بالطبع در همه زیرسیستمهای گفتاری نیز دارای مشکل است.

 

مروری بر زیرسیستمهای درگیر در انواع دیزآرتریهای فلج مغزی:

الف) سیستم تنفسی:

مشکلات تنفسی افراد فلج مغزی, می تواند در اثر بدعملکردی سیستم اعصاب مرکزی, زودرس بودن و مشکلات رسشی و یا سایر مشکلات پزشکی دیگر باشد. بنابراین, برای یک آسیب شناس گفتار و زبان مهم است که همه شرایط موجود در تاریخچه پزشکی فرد را که می توانند بر روی قابلیتهای تنفسی وی در هنگام تولید گفتار تأثیرگذار باشند (مثل بیماریهای آلرژیک تنفسی و یا آسم) بشناسد.

سولومون و شارون مطالعه گسترده ای را به صورت مروری بر روی مقالات موجود درباره تنفس گفتار کودکان فلج مغزی انجام دادند و به نتایج باارزشی دست یافتند. آنها دریافتند که در زمینه تنفس هنگام استراحت و تنفس گفتار,‌کودکان دچار فلج مغزی دیس کینتیک دارای مشکلات بسیار بیشتری در مقایسه با کودکان مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک هستند. آنها همچنین اشاره کردند که ضعف عضلانی و کمبود کنترل عضلات تنفسی در حین گفتار, دو ویژگی معمول و شایع در کودکان فلج مغزی می باشند. به علاوه اینکه, فضای عبور هوای تنفسی از درون حنجره در کودکان فلج مغزی باریک می باشد.

تنفس در حالت استراحت کودکان مبتلا به دیس کینزیا, سریعتر و حجم بازدمی آنها کمتر از کودکان طبیعی می باشد. همچنین ظرفیت دمی و ظرفیت تنفسی حیاتی آنها نیز از کودکان طبیعی کمتر است.

یکی از علائم نشان دهنده کاهش حجم تنفسی حیاتی درکودکان فلج مغزی, کوتاه شدن حداکثر زمان آواسازی ممتد در کودکان اسپاستیک و کاهش بیشتر این معیار در کودکان مبتلا به دیس کینتیک می باشد. . تنفس گفتاری نامناسب می تواند اثرات مضری بر روی آواسازی افراد دچار فلج مغزی داشته باشد.

ب) سیستم حنجره ای:

کیفیت صوت افراد مبتلا به اسپاستیسیتی در طول تکلم مرتبا دچار تغییر می شود. برای مثال, ممکن است یک گفته را با صوتی مناسب شروع کنند اما به دلیل فقدان توانایی در حفظ فشار هوای زیرچاکنای, صوت آنها کیفیت پرفشار و پرتلاش و تقلا پیدا می کند. افراد دچار اسپاستیسیتی معمولا دارای شدت و بلندی صوتی پائینی هستند که این امر نیز به علت ناتوانی آنها در ایجاد و حفظ فشار هوای زیرچاکنای مطلوب می باشد. به هر حال, کاهش بلندی صدای افراد مبتلا به اسپاستیسیتی را می توان اینگونه توجیه نمود که اگر آنها بخواهند با صدای بلند صحبت کنند, تونیسیته عضلانی در سراسر دستها و پاهای آنها بالا خواهد رفت و موجب بروز حرکات اضافه خواهد شد, اما با آرام صحبت کردن و کاهش بلندی صدا, تونیسیته عضلانی در اندامهای انتهایی نیز طبیعی تر می ماند, پس این افراد یاد گرفته اند که آرام صحبت کنند. اختلال صوت افراد فلج مغزی می تواند در اثر بدکاری صوتی یا پرکاری صوتی ناشی از ندول تار صوتی, ایجاد گردد. ریفلاکس معدی- مروی یکی از شایعترین مشکلات افراد دچار فلج مغزی در تمام سنین می باشد. بنابراین فرد ممکن است دچار التهاب مزمن حنجره شود, ‌صدایی خشک و خشن و سرفه های مزمن داشته باشد همچنین, ناهماهنگی‌های سیستم حنجره ای یا تونیسیته غیر طبیعی عضلات حنجره (در اثر هایپوتونی یا اسپاستیسیتی) می تواند باعث بروز دیسفونیا گردد.

ج) سیستم کامی- حقلی:

در کودکان مبتلا به اَتتوز, بسته شدن دریچه ولوفارینژئال به صورت متوسط و ناکامل می باشد. دلیل این موضوع را بی ثباتی عضله بالا برنده نرمکام میباشد که همین امر باعث هایپرنیزالیتی متوسطی در گفتار این افراد می شود. کودکان کم سن و سال و یا افرادی که دچار اَتتوز شدید هستند, فقط قادر به تولید واکه های خیشومی می باشند, زیرا این افراد در کنترل مجرای ولوفارینکس خود ناتوان عمل می کنند. برخلاف مبتلایان به اَتتوز, افراد دچار اسپاستیسیتی دارای هایپرنیزالیتی دائم و ثابت می باشند.

د) اندامهای دهانی- چهره ای:

موریس و کلاین و همچنین آرودسون و برادسکی توانستند الگوهای پاتولوژیک غیررشدی موجود در حرکات دهانی کودکان فلج مغزی را شناسایی وتشریح کنند. این الگوهای پاتولوژیک و اثرات مخرب آنها روی اندامهای تولیدگر دهانی, به شرح زیر می باشند:

  1. Lip Retraction : با افزایش تونیسیته عضلات لب, لبها به سمت داخل کشیده شده و حالتی شبیه لبخند زدن ایجاد می شود و گونها سفت و محکم هستند- لب فوقانی به سمت بالا کشیده شده و تیغه لثه ها و دندانها قابل دید می شوند.
  2. Lip Pursing : لبها به سمت جلو و غنچه مانند هستند- این حالت به همراه تو کشیدن لبها مرتبا در کودکان فلج مغزی اتفاق می افتد.
  3. Jaw Thrust : باز شدن و اکستنشن پرفشار و روبه پائین فک تحتانی- این حرکت, ریتمیک نیست و ممکن است فک تحتانی برای مدتی در همین حالت, ثابت بماند.
  4. Lack of jaw Grading : حرکت فک تحتانی از قانون همه یا هیچ پیروی می کند یعنی یا کاملا باز است یا کاملا بسته و حد وسط ندارد- قادر به انجام حرکات ظریف توسط فک تحتانی نیست.
  5. Tonic Bite : با کمی تحریک در ناحیه دندانها یا تیغه لثه, به سرعت و به شدت رفلکس گاز گرفتن انجام می گیرد- رهایی از این حالت دشوار است (معمولا دندانها قفل می شوند).
  6. Tongue Retraction : زبان در این کودکان سفت می باشد و در عقب حفره دهان ثابت می ماند- دامنه حرکتی زبان بسیار محدود است- گاهی زبان, بی حرکت در کف دهان قرار می گیرد.
  7. Tongue Thrust : زبان با فشار زیاد به جلوی دهان حرکت می کند- مرحله جلوآوردن و اکستنشن زبان, طولانی‌تر از مرحله عقب کشیدن مجدد است- این حرکت نیز ریتمیک نیست و گهگاهی اتفاق می افتد- زبان در این حالت بسیار سفت و محکم می باشد.

نسبت به سایر انواع فلج مغزی, افرادی که مبتلا به اَتتوز یا فلج مغزی مختلط هستند, این الگوهای حرکتی غیر طبیعی را بیشتر نشان می دهند. کنت و نتسل و نیز کنت, نتسل و بویر مطالعه ای بر روی بزرگسالان مبتلا به اَتتوز انجام داده و نتیجه گرفتند که دامنه حرکتی فک تحتانی این افراد زیاد بوده, موقعیت زبان در دهان نامناسب و زمان انتقال حرکات نیز طولانی است. همچنین نتسل در سال ۱۹۸۷, تفاوتهای باز و بسته شدن لبها را در بین گروههای اسپاستیک و اَتتوئید مقایسه نمود. وی گزارش کرد که بزرگسالان مبتلا به اسپاستیسیتی در انقباض آنتاگونیستی و هماهنگ عضله تنگ کننده لب تحتانی و عضله حلقوی فوقانی لب مشکل داشته و سرعت به هم رسیدن لبها, زیاد می باشد. در عوض افراد مبتلا به اَتتوز دارای حرکت متناقضی در عضلات مذکور بوده و از لحاظ سرعت حرکت, تقریبا نزدیک به سطح طبیعی می باشند, با این تفاوت که اگر بخواهند با حداکثر سرعت لبها را حرکت دهند, زمان و دیرش حرکات دچار تغییرات مکرر می شود.

در مطالعه دیگری که بر روی ویژگیهای گفتاری بزرگسالان مبتلا به اسپاستیسیتی و اَتتوز صورت گرفت, پلات, اندروز, یانگ و کویین گزارش کردند که گفتار فرد اسپاستیک دیزآرتری, دارای قابلیت فهم بیشتر و اختلالات تولیدی کمتری نسبت به گفتار فرد اَتتوئید دیزآرتری است. آنها دریافتند که کلمات نامفهوم بزرگسالان مبتلا به اَتتوز, دوبرابر بیشتر از افراد مبتلا به اسپاستیسیتی است و هنگامی که نوع خطاهای تولیدی آنها را تجزیه و تحلیل کردند, متوجه شدند که این دو گروه بیمار, فقط در تعداد خطاها با هم تفاوت داشتند و تفاوتی از لحاظ عوامل آوایی و یا نوع خطا وجود نداشت. محققانی همچون ورکینگر و کنت نیز با بررسی ویژگیهای تولیدی دو گروه کودک مبتلا به فلج مغزی اسپاستیک و اَتتوئید دریافتند که خطاهای تولیدی کودکان دچار اَتتوز بیشتر از کودکان اسپاستیک می باشد. اولین خطای تولیدی شایع در بین هر دو گروه, خطای حذف بود. اختلالات واکه ای و جانشینی دومین و سومین دسته از اختلالات شایع تولیدی این کودکان بودند. اختلالات صوتی و اضافه گویی در کودکان اَتتوئید جزء شایعترین اختلالات هستند در حالیکه خیشومی شدگی, معمولترین خطای تولیدی در کودکان اسپاستیک می باشد. در هیچ یک از دو گروه, خطاهای تولیدی رشدی شایع نمی باشد.

 

کارشناس ارشد گفتار درمانی - سجاد گنج خانلو - 09128774770

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس