معماری
خانه / آسیب های شنوایی / واحد های زبر زنجیری گفتار
suprasegmental-parts-of-speech
واحد های زبر زنجیری گفتار

واحد های زبر زنجیری گفتار

 

واحد های زبر زنجیری گفتار

 

مقدمه

واحد های زبر زنجیری مختصاتی از گفتار هستند که ورای واحد های زنجیری قرار دارند. همان گونه که هر واحد زنجیری از مجموع چند مختصه ی آوایی تشکیل می شود، واحد های زبر زنجیری هم ممکن است از ترکیب چند مختصه ی آوایی که اکثرا با هم پدیدار می گردند ساخته شوند. عمده ترین واحد های زبر زنجیری عبارتند از:

 

۱- تکیه:

تکیه از نظر تولید از ترکیب مختصه های تغییر در فشار هوا، اختلاف در درجه ی زیر و بمی و تفاوت در کشش واکه ای حاصل می شود و از نظر شنیداری به رسائی بیشتر تعبیر می شود. در امتداد زنجیره ی آوایی، دامنه ی گستردگی تکیه هجاست که خود ممکن است تشکیل یک واژه ی تک هجایی بدهد یا جزئی از یک کلمه ی چند هجایی باشد. در هز زنجیره ی آوایی آن هجا را که نسبت به هجاهای پیرامونش با درجه ی بیشتری از مختصات فوق تولید می شود هجای تکیه بر گویند. مثلا در تلفظ عادی جمله ی “من کار دار.: هجای “کار” نسبت به هجاهای پیرامونش با درجه ی بیشتری از فشار هوا، تغییرات زیر و بمی و کشش واکه ای بیان می شود و در نتیجه رساتر شنیده می شود. پس هجای مذکور را تکیه بر گوئید. در واژه های “سخنور” و “می رفتم” به ترتیب هجای پایانی و هجای آغازین تکیه بر می باشند.

تکیه پدیده ای نسبی است، به این تعبیر که در رابطه با گویندگان مختلف، بلند یا آهسته سخن گفتن، یا جایگاه هجای تکیه بر در زنجیره ی گفتار درجه ی رسایی تکیه تغییر می کند. با این همه در یک زنجیره ی گفتار که در تولید آن عوامل بالا ثابت و بی تغییر فرض شده باشد، پاره ای از هجا ها نسبت به هجا های پیرامون خود رساتر شنیده می شوند. تکیه را از نظر کمیت می توان به انواع متعددی تقسیم نمودف ولی آواشناسان معمولا آن را به انواع زیر تقسیم می کنند:

  • تکیه تاکیدی: این نوع تکیه، نسبت به سایر انواع تکیه های دیگر در یک زنجیره ی آوایی معین، از حداکثر فشار هوا، تغییرات زیر و بمی و کشش واکه ای ساخته می شود و هجای تکیه بر تاکیدیف رساتر از همه ی هجاهای دیگر آن زنجیره شنیده می شود. تکیه ی تاکیدی را با نشانه ی زیر و زبری {“} آوانویسی می کنند. مثلا اگر کلمه ی “می رفتم” را با تکیه تاکیدی بیان کنیم آن را در آوانویسی به صورت {miraftam”} نشان می دهیم. در این صورت هجای تکیه بر “می” رساتر از هجاهای پیرامونش شنیده می شود.
  • تکیه نخستین: در تکیه نخستین مختصه های چهار گانه بالا نسبت به تکیه تاکیدی با درجه ی پایین تری آشکار می شود، در نتیجه، شدت این نوع تکیه کمتر از تیکه تاکیدی است، در آوانویسی، تیکه نخستین را با نشانه ی بزرین {‘} نشان می دهند. مثالهای فوق همه در تلفظ عادی دارای تکیه نخستین می باشند و چنانچه بخواهند تکیه آنها را نیز در آوانویسی منظور دارند آنها را به صورت های {miraftam’} می نویسند.
  • تکیه دومین: در این نوع تکیه درجه ی شدت مختصه های آوایی چهار گانه ای که در واحد تکیه ظاهر می شوند کمتر از درجه ی آنها در تکیه نخستین است. تکیه دومین را در آوانویسی با نشانه ی بیرین {,} می نویسند. مثلا واژه ی انگلیسی photographic در تلفظ عادی با تکیه دومین بر روی هجای آغازی و تکیه نخستین بر روی هجای سومین بیان می شود به طوری که ان را می توان به صورت { foute’grafik,} آوانویسی کرد.
  • تکیه سومین: در این نوع تکیه مختصات چهار گانه ی فوق نسبت به سایر تکیه ها با کمترین درجه ظاهر می شود. تکیه سومین را در آوانویسی نشان نمی دهند. در مثال فوق هجاهای دومین و چهارمین دارای تکیه سومین می باشند.

علاوه بر تقسیم بندی بالا که بر اساس ملاحظات کمی قرار دارد، تکیه را بر اساس کیفیت آوایی آن و نقشی که هر یک از مختصات اوایی در آن بازی می کند به انواع تکیه فشاری و تکیه بیر و بمی تقسیم می کنند. در تکیه فشاری مختصه ی فشار هوا نقش عمده را بازی می کند و سایر مختصات اوایی نسبت به فشار از اهمیت کمتری برخوردارند. تکیه در زبان انگلیسی از نوع فشاری است. در تکیه ی زیر و بمی مختصه ی زیر و بمی دارای نقش اصلی است و سایر مختصات ارزش فرعی دارند. تکیه در زبان فارسی از نوع زیر و بمی است.

 

۲- زیر و بمی

زیر و بمی از ترکسیب مختصه های تواتر و دامنه ی ارتعاش به دست می اید. هر چه تعداد تواتر بیشتر باشد، آوا زیرتر و هر چه کمتر باشد آوا بم تر شنیده می شود. از طرف دیگر، هر چه دامنه ی ارتعاش گسترده تر شود، آوا رساتر و هر چه محدودتر گردد، آوا نارساتر شنیده می شود. ترکیب های گوناگون مختصه های تواتر و دامنه موجب بروز زیر و بمی های متفاوت می گردد. زیر و بمی های گوناگون را در آواشناسی به انواع زیر تقسیم بندی می کنند:

  • زیر: آواهای زیر با درجه ی تواتر زیاد تولید می گردد و بسته به دامنه ی ارتعاش آن ممکن است از نقطه نظر شنونده با رسایی های متفاوت همراه باشد.
  • بم: آوای بم در مقایسه با آوای زیر با درچه ی تواتر کم تولید می گردد و بسته به دامنه ی ارتعاش آن ممکن است از نقطه نظر شنونده با رسایی های گوناگون همراه باشد
  • میانه: آوای میانه در مقایسه با آوای زیر و آوای بم با درجه ی تواتری متوسط تولید می گردد و ممکن است با دامهه ی ارتعاش های متفاوت یعنی با رسایی های گوناگون، همراه باشد.

افزودن این نکته در اینجا ضروری است که نوع زیر و بمی در رابطه با افراد گوناگون نسبی است؛ در نتیجه، تواتری که در گفتار یک فرد به عنوان زیر و بمی از نوع زیر به حساب می اید در گفتار فرد دیگری ممکن است به صورت زیر و بمی از نوع بم محسوب شود. نکته ی مهم در اینجا رابطه ی نسبتی است که در گفتار هر فردی بین درجه های مختلف زیر و بمی برقرار می شود؛ و مبنای تقسیم زیر و بمی به انواع بالا همین نسبت و رابطه است و نه میزان تواتر به طور مطلق.

علاوه بر تقسیمات فوق، زیر و بمی را بر حسب تغییراتی که ممکن است در امتداد زنجیره ی گفتار در آن پدیدار شود به انواع زیر تقسیم می کنند:

  • یکنواخت: چنانچه در امتداد زنجیره ی گفتار زیر و بمی آوا دستخوش تغییری ناگهانی نشود، بلکه آوا با تواتری ثابت تولید شودف آن را یکنواخت گویند.
  • افتان: چنانچه در امتداد زنجیره ی گفتار تواتر آوا دستخوش کاستی گردد، آن را زیر و بمی افتان گویند.
  • خیزان: چنانچه در امتداد زنجیره ی گفتار تواتر آوا رو به فزونی نهد، آن را زیر و بمی خیزان گویند.
  • افتان – خیزان: چنانچه در امتداد زنجیره ی گفتار تواتر آوا نخست کاسته شود و سپس رو به فزونی نهد آن را زیر و بمی افتان – خیزان گویند.
  • خیزان – افتان: چنانچه در امتداد زنجیره ی گفتار تواتر آوا نخست افزوده شود و سپس رو به کاستی نهد، آن را زیر و بمی خیزان – افتان گویند.

زیر و بمی در زبان فارسی دارای دو کاربرد متمایز از هم می باشد. این دو کاربرد را در زیر تحت عنوان نواخت و آهنگ مورد بررسی قرار می دهیم:

  • نواخت: هر گاه در امتداد زنجیره ی گفتار، دامنه ی گستردگی انواع زیر و بمی محدود به واژه باشد، زیر و بمی را نواخت می نامند و زبان هایی که از زیر و بمی استفاده نواختی می کنند به نام زبان های نواخت دار موسومند. در زبان های نواخت دار یک زنجیره ی آوایی که از واحد های زنجیری ثابتی ساخته شده باشد بسته به اینکه با چه نواختی ادا شود تشکیل واژه ی متفاوتی می دهد. مثلا در زبان چینی که از زبان های نواخت دار است اگر زنجیره ی آوایی {ma} را با زیر و بمی یکنواخت زیر تلفظ کنند، تشکیل واژه ای به معنی “مادر” می دهد، و اگر آن را با زیر و بمی خیزان زیر تلفظ کنند، تشکیل واژه ای به معنی “بوته ی شاهدانه” می دهد، اگر همین زنجیره ی آوایی را با زیر و بمی خیزان بم ادا کنند، واژه ای به معنی “اسب” حاصل می شود و اگر آن را با زیر و بمی افتان بم تلفظ کنند، واژه ای به معنی “سرزنش” حاصل می شود.
  • آهنگ: هر گاه دامنه ی گستردگی انواع زیر و بمی در امتداد زنجیره ی گفتار محدود به جمله باشد، زیر و بمی را آهنگ خوانند. و زبان هایی را که از زیر و بمی استفاده آهنگی می کنند زبان های آهنگین می نامند. فارسی از جمله زبان های آهنگین است. در این زبان مثلا جمله ی “حسن رفت” را چنانچه با زیر و بمی افان بیان کنند، حالت خبری دارد، اگر ان را با زیر و بمی خیزان ادا نمایند معنی “سوال” می دهد و اگر همان جمله را با زیر و بمی یکنواخت تلفظ کنند، معنی “ناتمام” بودن گفتار و انتظار ادامه ی آن می دهد که ممکن است آن را با جمله ی “ولی زود برگشت” همراه با آهنگ مثلا افتان به پایان برسانند.

 

۳ – درنگ

درنگ از مختصه های اوایی مشخصی ساخته نمی شود؛ بلکه از تغییر در مختصه های آوایی متفاوت، از قبیل کسس، نادمیدگی، دمیدگی، واکداری، واکرفتگی و عیره در مرز دو واحد آوایی بزرگتر از همخوان و واکه، به دست می اید. برای روشن شدن این نکته، به زنجیره ی گفتار {man’zur’daram} صرف نظر از شیوه ی نگارش فارسی ان توجه می کنیم و در بررسی ان، واحد آوایی درنگ را با نشانه ی {+} آوانویسی می کنیم. اکنون چنانچه درنگ بین هجای نخست و هجای دوم قرار گیرد، یعنی جمله به صورت {man+’zur’daram} ادا شود، این جمله آوا نوشته ی جمله فارسی “من زور داردم.” است، ولی چنانچه درنگ بین هجای دومین و سومین قرار گیرد، یعنی به صورت {man’zur+’daram}ادا شود، این جمله آوا نوشته ی جمله ی فارسی “منظور دارم.” است، در هر دو تعبیر، هر جا واحد درنگ بروز می کند، تغییراتی در واحد های رنجیری پیرامون آن رخ می دهد که این تغییرا با هم واحد درنگ را می سازند، مثلا در تعبیر اولی جمله ی فوق، که درنگ بین هجای اول دوم قرار می گیرد، واکه {a} و همخوان {n} در هجای اول کمی کشیده تر ادا می شوند در صورتی که در تعبیر دومی که درنگ بین هجای دوم و سوم می اید، این دو واحد سریعتر و با کششی کمتر ادا می شوند. از طرف دیگر، در تعبیر دوم که درنگ بین {‘zur} و {‘daram} قرار می گیرد. واکه ی {u} و همخوان {r} در هجای دوم کمی کشیده تر تلفظ می شوند و ممکن است همخوان {r} نیز به صورت نیمه واکرفته ادا شود.

 

۴- وزن (ریتم) طبیعی گفتار

گفتار در هر زبانی با وزن طبیعی خاصی ادا می شود. در یادگیری یک زبان بیگانه، پی بردن به وزن طبیعی گفتار در ان زبان یکی از مشکل ترین جنله های زبان اموزی است. هر زبانی دارای یک واحد های وزنی ویژه ی خود است. وزن طبیعی گفتار در هر زبانی مستقیما با مدت زمان لازم برای ادای واحد های وزنی ان زبان رابطه دارد؛ به این تعبیر که اگر هنگام گفتار واحد های وزنی همانند را در مدت زمان های همانند تلفظ کنیم وزن طبیعی گفتار رعایت می شود و اگر واحد های وزنی همانند را در مدت زمان های همانند ادا نکنیم وزن طبیعی گفتار در هم می شکند و گفتار حالت طبیعی خود را از دست می دهد.

وزن طبیعی گفتار به اعتبار مبنای اوایی آن به دو نوع متفاوت زیر تقسیم می شود:

  • وزن هجایی: در وزن هجایی، واحد زمان هجاست و هجاهای همانند در مدت زمان های همانند تلفظ می شوند. فارسی دارای وزن هجایی است. هجاهای فارسی از نظر وزن به سه دسته کوتاه، متوسط و بلند تقسیم می شوند. برای رعایت وزن طبیعی فارسی باید همه ی هجاهای کوتاه را با مدت زمانی کم و بیش مساوی ادا نمود. به همین نترتیب باید هجاهای متوسط و بلند را نیز هر کدام با مدت زمان همانند ادا کرد تا رعایت وزن طبیعی زبان فارسی بشود.
  • وزن تکیه ای: در وزن تکیه ای واحد وزن تکیه است و در زنجیره ی گفتار هر هجای تکیه بری، به تنهایی و یا همراه با هجاهای بی تکیه ای که ممکن است پیرامون آن باشد، تشکیل یک واحد وزنی می دهد. پس هر واحد وزنی در زبان های تکیه ای متشکل از یک هجای تکیه بر و از هیچ تا چند هجای بی تکیه است. در این نوع زبانها نیز واحد های وزنی باید کم و بیش در مدت زمان های همانند بیان شوند تا وزن طبیعی گفتار رعایت شود. زبان انگلیسی در شمار زبانهایی است که دارای وزن تکیه ای هستند. در این زبان جنانجه مثلا جمله ای را با سه هجای تکیه بر داشته باشیم، آن جمله از سه واحد وزنی ساخته شده است، صرف نظر از تعداد هجاهای بی تکیه ای که ممکن است در آن جمله وجود داشته باشد. اکنون جنانجه یکی از ان سه واحد وزنی تنها از یک هجای تکیه بر تشکیل شده باشد، باید ان هجا را کند تر بیان کنیم تا در مدت زمانی مساوی با سایر واحد های وزنی که احتمالا دارای هجاهای بی تکیه نیز هستند بیان شود. از طرفی دیگر، باید واحد های وزنی را که از یک هجای تکیه بر و چند هجای بی تکیه ساخته شده اند با سرعت بیشتری ادا کنیم تا در مدت زمان مساوی با واحد وزنی تک هجایی بیان شوند.

به مثال زیر توجه کنید:

They were ‘Dick / ‘Tom / and your ‘brother

این جمله از سه واحد وزنی تسکیل شده است که انها را با علامت / از هم جدا کرده ایم. واحد وزنی دوم از یک واژه ی تک هجایی ساخته شده است که آن هجا تکیه بر است. ولی واحد وزنی اول و سوم به ترتیب از سه هجا و جهار هجا تشکیل شده اند. برای رعایت وزن طبیعی زبان انگلیسی باید واحد وزنی دوم را با کندی و واحد های وزنی اول و سوم را با سرعت بیان کنیم. در نتیجه ی این ضرورت وزنی هجاهای بی تکیه تا حد ممکن کوتاه و سریع تلفظ می شوند.

 

 

 

منبع:

کتاب آواشناسی (فونتیک) تالیف علی محمد حق شناس

 

کارشناس ارشد گفتار درمانی - سجاد گنج خانلو - 09128774770

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس