سلول عصبي

Nervous cell

سلول عصبي (Nervous cell)

 

مقدمه

بافت عصبي در واقع از مجموعه اي از سلولهاي عصبي يا نورون و سلولهاي گليا تشكيل شده است. نورونها داراي اشكال و انداز ههاي مختلفي مي باشند. با اين حال هر نورون از سه قسمت پريكاريون ، اكسون و دندريت تشكيل شده است. اكسون غالبا استطاله واحديست ولي گاهي داراي زوايد جانبي به نام كلاترال مي باشد. بر اساس نقطه خروج زوايد از پريكاريون می توان نورونها را به يك قطبي ، دو قطبي و چند قطبي تقسيم نمود. نورونهاي يك قطبي را مي توان در گانگليونهاي نخاعي مشاهده نمود.

نورونهاي دو قطبي اكسون و دندريتها از دو نقطه متقابل از پريكاريون خارج می گردند. اين گونه نورونها در بافت حسي بويايي و شبكيه چشمی افت مي شوند. نورونهاي چند قطبي از ساير نورونها فراوان ترند. از انواع ديگر نورونها مي توان سلولهاي پوركنژ را نام برد كه فقط در لايه مياني قشر مخچه يافت مي شوند. پريكاريون آنها بطري شكل است از يك قطب آن دندريت واحدي خارج مي شود و سپس به شكل شاخ ههاي درخت منشعب مي گردد.

 

پريكاريون

اندازه پريكاريونها متفاوت است (بين 4 الي 135 ميكرون) اشكال آن كروي ، ستاره اي ، هرمي و گاه گلابي است. احتمالا در قشر مخ تنها 14 ميليارد نورون وجود دارد. نورونها معمولا داراي هسته هاي درشت اند كه درون آنها يك يا چند هستك وجود دارند. نورونها علاوه بر اندامكهاي متداول سيتوپلاسمي مانند دستگاه گلژي ، ميتوكندري داراي ويژگيهايي نيز می باشند مانند وجود ذرات نيسل در پريكاريون و دندريتهاست كه اجسامي بازوفيليك محسوب مي شوند. مقدار اين ذرات در سلولهاي حركتي بيش از سلولهاي حسي است. ويژگي ديگر وجود تارهاي نوروفيبريل در سيتوپلاسم دندريتها و اكسونهاست. اعتقاد بر اين است كه نورفيبريلها به انتقال مواد مثل يونها و متابوليتها كمك می كنند. نورونها گاه محتوي رنگدان ههايي مي باشند مانند ملانين در هسته سياه واقع در مغز مياني و يا رنگدان ههاي محتوي آهن در هسته گلوبوس پاليدوس و همچنين در هسته قرمز.

 

جايگاه پريكاريون

نورونها و يا فقط پريكاريون آنها اغلب به صورت متراكم داخل گرههاي عصبي يا گنگليونها قرار دارند. اين گرهها هم در سيستم عصبي محيطي به نام گانگليونهاي حسي نخاعي- مغزي و با گنگليونهاي حركتي احشايي و هم درون سيستم عصبي مركزي به نام هسته وجود دارند.

 

گانگليونها

اندازه گانگليونها و هم چنين تعداد نورونهاي هر گانگليون بسيار متفاوت است (از چند نورون تا 50 هزار).هر گانگليون درون كپسولي متشكل از بافت همبند محصور مي باشد. از كپسول مزبور انشعاباتي به داخل گنگليونها پيش می روند و آن را به بخشهايي تقسيم می كنند. گانگليونهاي نخاعي را مي توان به صورت برجستگيهاي كروي يا دوكي شكل بر سر راه ريشه خلفي اعصاب نخاعي مشاهده نمود.  انگليونهاي خودكار به دو صورت دو تنه سمپاتيكي در اطراف ستون فقرات قرار دارند.

 

تارهاي عصبي (اكسونها)

تارهاي عصبي در مهره داران به دو نوع قطور (1 تا 25 میکرون) و نازك (كمتر از 1 ميكرون) تقسيم مي شوند.  معمولا سلولهاي شووان تمام اكسونهاي محيطي را مي پوشانند اين سلولها اغلب با يك نظم خاصي همانند شيريني رولت در اطراف اكسونها پيچيده شده اند. علاوه بر غلاف شووان ممكن است اكسونها داراي پوششي از لايه ميلين باشند. وجود يا عدم وجود لايه ميلين را می توان معياري براي تقسيم بندي تارهاي عصبي در نظر گرفت. ميلين عمدتا از چربي تشكيل يافته است منكسر كننده نور مي باشد و سفيد رنگ است.

 

گره هاي رانويه

 

ميلين در فواصل منظم 0.1 تا 0.5 ميليمتر قطع مي گردد و بريدگيهايي موسوم به گرههاي رانويه را ايجاد مي كند. سلولهاي شووان كه سازنده ميلين محسوب مي شوند روي ميلين قرار مي گيرند. تارهاي ميلين دار فاقد سلولهاي شووان در ماده سفيد مراكز عصبي فراوان يافت می شوند. از ديدگاه ميكروسكوپ الكتروني ميلين يك ماده نامنظم و فاقد ساختمان نيست بلكه می توان آن را به عنوان لايه هاي متحدالمركز غشاي سلولهاي شووان تلقي كرد.

 

نقش سلولهاي شووان

سلولهاي شووان در ترميم اكسونهاي قطع شده نقش مهمي را به عهده دارند. هم چنين به هنگام بروز جراحات و آسيب بافتي با عمل فاگوسيتوز (بيگانه خواري) به پاكسازي بافت عصبي مي پردازند. عمل سلولهاي شووان در داخل سيستم عصبي مركزي به عهده سلولهاي گليال ديگري به نام اليگودندروسيت مي باشد زيرا كه دستگاه عصبي مركزي فاقد سلولهاي شووان است. بنابراين عوامل سازنده ميلين در سيستم عصبي مركزي اليگودندروسيتها هستند.

 

خواص نورون

نورونها با داشتن ساختار ويژه براي كاري كه انجام می دهند سازگاري حاصل كرده اند. تحريك پذيري ، هدايت پيام عصبي و انتقال پيام عصبي سه ويژگي عمده نورونها هستند.

 

تقسيم بندي نورونها

نورونها را بر حسب اينكه پيام عصبي را در چه جهتي هدايت كنند به دو گروه نورونهاي حسي ونورنهاي حركتي تقسيم مي كنند. نورونهاي حسي دندريت بلند و اكسون كوتاه دارند و پيامهاي عصبي را از گيرند ههاي حسي به سمت مراكز عصبي هدايت می كنند و نورونهاي حركتي اكسون بلند و دندريت كوتاه دارند و پيامها را به اندامهاي واكنش مانند ماهيچه ها و غده ها مي رسانند.

 

بافت همراه نورون

سيستم عصبي علاوه بر نورون شامل سلولهاي ديگري است كه بر اعمال حفاظتي و تغذي هاي نورون شركت دارند اما در نقل و انتقال جريان عصبي دخالت مستقيمي ندارند. بافت همراه يا نوروگلي عامل پيوند اجزاي متشكل بافت عصبي در سيستم مركزي و محيطي است. نوروگلي را مي توان به سلولهاي درشت و يا ريز تقسيم نمود. از جمله سلولهاي درشت آستروسيتها و اليگودندروسيتها هستند. آستروسيتها در ترميم و استحكام بافت عصبي و جدا نمودن تارها از هم و متابوليسم نقش دارند و اليگودندروسيتها در توليد ميلين نقش دارند و سلولهاي ريز نوروگلي خاصيت بيگانه خواري دارند.

 

 

 

منبع:

سایت دانشنامه رشد


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *