معماری
خانه / آسیب های شنوایی / فهم گفتار – مبنای تولید گفتار
speech-comprehention-base-of-production
فهم گفتار - مبنای تولید گفتار

فهم گفتار – مبنای تولید گفتار

فهم گفتار – مبنای تولید گفتار

 

 

از آنجا که کودکان با دانش هیچ زبان خاصی متولد نمی شوند، لازم است در معرض آن زبان قرار بگیرند تا آن را بیاموزند. بعلاوه لازم است گفتاری که کودکان در معرض آن قرار می گیرند به اشیا، رخدادها و موقعیت های محیط و تجربیاتی که در ذعن خود دارند مرتبط باشد. اگر کودکان تنها در معرض صداهای گفتاری قرار بگیرند، سخن گفتن را نخواهند آموخت. حتی اگر کودکی واژه ای مانند “سگ” را هزاران بار بشنود ، نمی تواند معنی این واژه را کشف کند مگر اینکه برخی علائم محیطی وجود داشته باشند، برای مثال در مورد واژه ی مزبور یک سگ یا تصویر یک سگ در محیط تولید واژه باید وجود داشته باشد. حتی واژه های انتزاعی نیز باید به همین طریق آموخته شوند.

هر چند که ادا کردن صداهای گفتاری مانند سگ در موقعیت های مناسب (مثل وقتی که یک سگ وجود داشته باشد یا صدای پارس کردن ان شنیده شود) نشانه خوبی است در مورد اینکه کودک این کلمه را یاد گرفته است، توانایی صرف ادا کردن اصوات اهمیت چندانی ندارد . برای مثال اگر کسی قادر به تکرار واژه ژاپنی “inu” باشد و معنی آن را که “سگ” است نداند، قائل به این نخواهیم بود که فرد مورد نظر این واژه را آموخته است. با اینکه طوطی می تواند ادا کردن واژه ها و جملات زیادی را فرا بگیرد، دانش زبانی این پرنده را به مفهوم واقعی نمی پذیریم. آنچه در این میان اهمیت دارد این است که کودک معنی آنچه را ادا می کند می داند. حتی اگر کودکی یاد بگیرد که چند واژه را تقلید کند، تا وقتی که به شیوه ای نشان ندهد که معنی این واژه ها را می داندف نمی توانیم بپذیریم که آنها را یاد گرفته است. از به کار بردن درست واژه یا پاسخ رفتاری مناسب که کودک از خود نشان می دهد مثلا با نگاه کردن، اشاره کردن یا انجام دادن عملی که از او خواسته شده است، می توانیم در این مورد قضاوت کنیم.

برای آموختن معنای صورت آوایی یک واژه، کودک ابتدا باید آن را در گفتار دیگران بشنود (کودک از قبل نمی داند که اسم یک چیز “مامان” و چیز دیگر “سگ” است). در همان حال که واژه بیان می شود تجربه محیطی مرتبط با آن نیز باید رخ دهد (برای مثال ظاهر شدن مادر کودک). با این فرض که چنین شرایطی برای یاد گیری ضروری است، واضح است که کودک قبل از اینکه قادر به تولید گفتار (به گونه ای معنامند) باشد، باید آن را درک کند. ضرورتا چنین وضعیتی وجود دارد که فهم گفتار بر تولید گفتار مقدم است. بنابراین تولید گفتار به فهم گفتار وابسته است و پیشرفت ان مستلزم پیشرفت فهم گفتار می باشد.

علاوه بر ملاحظات فوق، شواهد تجربی نیز موید توسعه درک گفتار پیش از تولید گفتار می باشند. والدین همواره به این واقعیت توجه کرده اند که کودکانشان قادرند به درستی به گفتاری پاسخ دهند که در مقایسه با آنچه ادا می کنند پیچیده تر است. در کنار مشاهدات والدین نتایج به دست آمده از پژوهش های انجام شده به منظور مقایسه فعم و تولید گفتار در کودکان نیز، بر تقدم فعم صحه می گذارند.

مشاهده شده است که برخی از کودکان از مراحل اولیه تولید گفتار به طور کامل گذار می کنند وبه مراحل پیشرفته تر می رسند. اینیشتین فیزیکدان و کارلیل نویسنده انگلیسی دیرتر از زمان معمول شروع به سخن گفتن کردند، اما هنگامی که این کار را انجام دادند، به جای واژه های منفرد از جمله استفاده می کردند. چنین پدیده ای با مشاهده ی این واقعیت که کودکان نخست دانش زبانی خود را از طریق فعم گفتار فرا می گیرند و فقط در مورد بیان این دانش یعنی تولید گفتار است که نوعی تاخیر به چشم می خورد، قابل فعم است. بدون داشتن دانش زبانی که از طریق فعم گفتار حاصل می شود، اینیشتین، کارلیل یا هر کس دیگر قادر به تولید معنادار حتی یک واژه نخواهند بود تا چه رسد به یک جمله.

بنابراین با بررسی جنبه های مختلف ارتباط بین تولید و درک گفتار می توان نتیجه گرفت که بدون تولید گفتار نیز امکان فراگیری زبان وجود دارد، اما بدون درک گفتار خیر.

 

 

 

منبع: An introduction to psycholinguistics, Danny D. Steinberg

کارشناس ارشد گفتار درمانی - سجاد گنج خانلو - 09128774770

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

قالب وردپرس